ریشه واژه میز :

واژه میز ( وسیله‌ای پایه‌دار و مسطح برای قرار دادن اشیا ) از کجا آمده است ؟ چه ریشه ای دارد ؟ آیا واژه ای بیگانه است ؟


درباره این واژه چند نظر وجود دارد :

1- حسن عمید نویسنده فرهنگ واژگان عمید آن را مغولی میداند که با توجه به شواهد ایرانی بودنش اشتباه است.

2- دهخدا میز را از ریشه میز ( میزبان ) میداند. در مورد واژه میز در فرهنگ دهخدا آمده است :
میز. (اِ) ضیف و مهمان و شخصی که به ضیافت کسی رود. (ناظم الاطباء). به معنی مهمان است . (آنندراج ). میهمان . (انجمن آرا). مهمان باشد. (فرهنگ جهانگیری ). به معنی مهمان است یعنی شخصی که به ضیافت کسی رود. (برهان ). علم است برای مهمان و از این رو مهماندار یعنی صاحب خانه را میزبان گویند ولی برای مهمان کلمه ٔ میز را به تنهایی بکار نبرند. (از شعوری ج 2 ورق 364). || اسباب و ادوات مهمانی . (ناظم الاطباء). اسباب مهمانی را هم گفته اند. (برهان ). اسباب ضیافت . (غیاث ). مائده .اسباب سفره ٔ مهمانی . (یادداشت مؤلف ). || کرسی را گویند که بر بالای آن طعام خورند. (برهان ). کرسی باشد که بر بالای آن طعام گذارند و بر کرسی دیگرنشسته آن طعام را بخورند. (فرهنگ جهانگیری ). کرسی که بر آن طعام نهاده می خورند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). کرسی که بر سر آن خوان گسترند و طعام نهند و خورند و اکنون متداول است و طعام و شراب را بر آن چیده و بر اطراف آن صندلیها نهاده بر آن نشینند و طعام خورند. (انجمن آرا) (آنندراج ). خانی با پایه های بلند که بر آن طعام یا چای و جز آن نهند و خورند آنان که بر صندلی و کرسی نشسته اند. خانپایه . خوان . تشت خوان . شاید اصل این از کلمه میزد باشد. (یادداشت مؤلف ).


3- همانگونه که دیدید دهخدا احتمال میدهد که میز ( پایه دار ) از ریشه میزد باشد :
میزد. [ م َ ی َ ] (اِ) ۞ در آئین زرتشتی ، نذر و تقدیمی غیر مایع و فدیه و چیزی خوردنی . در مقابل نذر مایع و آشامیدنی که زور [ زَوْ ] نامیده میشود. قربانی را میزد می نامیدند و ظاهراً عبارت بود از گوشت و چربی یا کره . (از ایران در زمان ساسانی ص 186). ... در فقره ٔ اول از ها 3 میزد ۞ ذکر شده که عبارت است از نذورات و خیرات غیر مایع مثل نان و گوشت و میوه و غیره در مقابل زَوْر که از نذورات مایع است ... (یسنا ج 1ص 28 و 29). || مجلس شراب و جشن میزاد و جشن عروسی و مهمانی و خرسندی و خوشگذرانی و عیش و عشرت و شادمانی و بزم . (ناظم الاطباء) ۞ . مجلس شراب و عیش و عشرت بود و آن را بزم خوانند. (فرهنگ جهانگیری ) (از برهان ). بزم عشرت و مجلس صحبت را گویند. (از شعوری ج 2 ورق 347). مجلس مهمانی شراب باشد. (لغت فرس اسدی ). بزم . مجلس عیش و نوش . بزم باده و ساز. (یادداشت مؤلف ). مجلس شراب و عشرت و بزم را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). جای مجلس و مهمانی و عیش و طرب بود. (فرهنگ اوبهی ) :
اندر میزد حاتم طائی توئی به جود
و اندر نبرد رستم دستان روزگار.
فرخی .

ای به میزد اندرون هزار فریدون
وی به نبرد اندرون هزار تهمتن .
فرخی .

اندر میزد با هنر دانش
و ندر نبرد با هنر بازو.
فرخی .

نشستند از آن پس میان فرزد
به می برگرفتند کام ۞ از میزد.
اسدی (گرشاسب نامه ).

گه خروشان چو در نبرد تو نای
گاه نالان چو در میزد تو چنگ .
سنائی .


××× نورایی در مورد میز ( پایه دار ) سخنی نگفته و هر دو واژه شماره 2 و 3 یعنی میز ( میزبان ) و میزد را از ریشه پهلوی mayazd , mAz میداند که این خود از ریشه اوستایی mayazda گرفته شده و این ریشه اوستایی از ریشه هندواروپایی mei به معنای نرم , شیرین , گوارا , ملایم و ... گرفته شده است.
××× دانستنی است که واژه عربی مائده به معنای غذا و میز غذا هم از این واژه پهلوی گرفته شده است ( نورایی )

4- در زبان لاتین واژه ای به صورت mēnsa به معنای میز غذا وجود دارد که شاید برگرفته از میزد ایرانی باشد و شاید هم برعکس. همچنین این واژه در برخی دیگر از زبان های دنیا به همین معنی وجود دارد :

    Aromanian: measã
    Asturian: mesa
    Dalmatian: maisa
    French: moise
    Indonesian: meja
    Irish: mias
    Italian: mensa
    Malay: meja
    Occitan: mensa
    Portuguese: mesa
    Romanian: masă
    Romansch: maisa
    Sardinian: mesa
    Scottish Gaelic: mias
    Spanish: mesa, mensa
    Slovene: miza

××× در زبان ترکی استانبولی هم به میز میگویند masa ( مَسَ ) که برگرفته از واژه لاتین mēnsa به معنای table است.

 

.