آتا و آنا واژگان پرتو هندواروپاي

 

دو واژه (( آتا )) و (( آنا )) شده اند معيار ترك بودن زبان هاي گوشه كنار دنيا در پژوهش هاي پروفسورهاي پانتركيسم !!!

پانتركيسم , اين خداي علم و دانش و منطق , چند سالي است كه اوج تعصب كوركورانه و جاهلانه خود را با تصاحب ناشيانه تمدن هاي بي صاحب و باصاحب جهان , از طريق برخي تشابهات كلمه اي , به شكوفايي رسانده است ! اين موجود هركجاي دنيا كه باشد براي آن مملكت هيچ سودي ندارد جز تفرقه و تعصب , و لم دادن در يك گوشه و گشتن در فرهنگ لغت ها  به دنبال واژگان مشابه ِ اين برترين و بهترين و كهن ترين زبان كل منظومه شمسي يعني تركي ! اول از همه از دو واژه Ata و Ana به معناي پدر و مادر شروع ميكنند , كافي است كه در يك زباني در يك گوشه دنيا (‌ هركجا كه ميخواهد باشد حتي كره مريخ ) واژه اي به معناي پدر يا مادر به Ata و Ana كمي شباهت داشته باشد و آنگاه يافتم يافتم هاي اين دانشمندان سر به فلك ميكشد كه بله اين زبان ِ مادرمرده هم تركي است ! فرقي نميكند كه اين زبان بيچاره در كجاي دنيا باشد و چه ويژگي هايي دارد و چه تاريخي دارد و يا اصلا خانواده دارد يا نه , اگر آنا يا آتا را به هر شكلي داشته باشد تركي است خواه جنوب آمريكاي جنوبي باشد يا قعر جنگل هاي آمازون باشد يا سرخپوستان آمريكاي شمالي يا بوميان استراليا يا حتي موجودات فضايي !

بسياري از زبان شناسان واژگان پدر و مادر را از واژگان سخن نوزادي ميدانند كه از صداهاي طبيعي نوزاد برگرفته شده اند . به همين دليل در اكثر زبان هاي جهان تقريبا به يك صورت تلفظ مي شوند .
به احتمال خيلي زياد دانشمندان پانترك نميدانند كه دو واژه (( آتا )) و (( آنا )) در بسياري از (( زبان هاي هندواروپايي )) وجود دارد , وگرنه تا به حال آنها را جزو زبان هاي تركي محسوب مي كردنند ! دو واژه آتا و آنا در بسياري از زبان هاي هندو اروپايي وجود دارند و داراي (( ريشه پروتو هندواروپايي )) هستند و اين بدان معناست كه اين دو واژه از واژگان كهن اين شاخه زباني محسوب ميشوند .
átta ريشه پروتو هندواروپايي واژه آتا به معناي پدر در زبان هاي هندواروپايي است . زبان پروتو هندو اروپايي بر اساس جديدترين نظريه زبان شناسان يعني Paleolithic Continuity Theory , مربوط به قبل از هزاره دهم پيش از ميلاد و در دوره  پارينه سنگي پاياني است ( اين دوره از حدود 40000 سال پيش آغاز و در حدود 10000 سال پيش پايان ميگيرد . در اين دوره انسان نئاندرتال از بين ميرود و انسان هوشمند هوشمند كه به انسان كرومانيون نيز مشهور است پديدار مي گردد ).
واژه آتا در شاخه هاي مختلف زبان هندواروپايي به اين صورت است :
در برگه هاي 565 و 566 كتاب The Nostratic Macrofamily. Allan R. Bomhard. Johan


واژه آنا هم يكي از پركاربردترين واژگان در زبان هاي هندواروپايي است كه آن هم ريشه پرتو هندواروپايي دارد : an- , han , hen  ريشه هاي پرتو هندواروپايي واژه آنا به معناي مادر در زبان هاي هندواروپايي است و در شاخه هاي مختلف آن به صورت زير هست :
در برگه 83 كتاب Indo - European and its closet realatives . Joseph Harold Greenberg


در برگه 238 كتاب Encyclopedia of Indo-European Culture


نه تنها در زبان هاي هندواروپايي و آلتايي كه در بسياري از زبان هاي ديگر دنيا كه هيچ ربطي هم به هم ندارند و در خانوادهاي متفاوتي قرار دارند , واژگان آتا و آنا به معناي پدر و مادر تقريبا به يك صورت تلفظ ميشوند , همچون : دراويدي , عيلامي , كارتولي , اورالي , كره اي , ژاپني , اسكيمو آلوت و دها زبان ديگر كه در زير نمونه هايي از آنها را ميبينيد :



 و همچنين در كتاب زير آنا يك واژه اورآسياتيك است يعني ريشه پروتو در سه شاخه زباني هندواروپايي و آلتايي و اورالي دارد ( توجه شود كه بر اسا آخرين پژوهش ها و نتيجه گيري ها  آلتايي و اورالي دو زبان كالا جدا از هم هستند ) .

 

در كتاب نوستراتيك ماكروفاميلي صفحات 565 و 566 در مورد واژه آتا :

حال سوال اينجاست كه آيا بايد تمام اين زبان ها را تركي محسوب كنيم ؟!؟!؟ اگر پانترك باشي كه بله تمام منظومه شمسي ترك است ! آنها بر همين اساس عيلام و سومر و سرخ پوستان و آزتك ها و اسكيمو ها را ترك ميدانند ولي نميدانم با وجود كاربرد فراتاريخي و زياد دو واژه آتا و آنا در زبان هاي هندواروپايي , چرا اين پروفسورها 603 زبان هندواروپايي ( از جمله 100 زيرشاخه زبان ايراني ) را تركي اعلام نميكنند و يا نكرده اند ؟!؟!؟
اما زبان شناسان بر اساس جديدترين نظريه زبان شناسي يك خانواده زباني جديد را معرفي كرده اند و آن هم (( خانواده زباني نوستراتيك )) است كه شامل 6 گروه زباني : هندواروپايي , اورالي , آلتايي , دراويدي , كارتولي و آفروآسيايي است ( در اين خانواده به سه زبان هندواروپايي و آلتايي و اورالي , اورآسيايي گفته ميشود ) . هرچند كه برخي زبانشناسان تعدادي زبان ديگر همچون عيلامي و سومري و اسكيمو آلوت را به اين خانواده اضافه ميكنند و يا تعدادي را همچون دراويدي و آفروآسيايي از آن كم ميكنند . اما به هر حال خانواده زباني نوستراتيك شامل شش شاخه زباني گفته شده است .

متن زير مورد خانواده زباني نوستراتيك است :

در 1903 میلادی Holger Pedersen از هم‌ریشه بودن خانواده های زبانی بیشتری سخن گفت و فرضیه خانواده زبانی نوستراتیک ( Nostratic ) را طرح کرد. در سال 1960 میلادی فرضیه نوستراتیک توسط Wladislaw Markowitsch Illitsch-Switytsch اثبات شد. سویتیچ واژه‌های هم‌ریشه در شش خانواده زبانی Indogermanisch, Uralisch-Jukagirisch, Altaisch, Kartwelisch, Dravidisch – Elamisch, Afroasiatisch  را استخراج و قوانین فرآیندهایِ تطوّرِ واجی این خانواده های زبانی را تدوین کرد. از خانواده آلتایی می توان زبان های ترکی، کره ای و ژاپنی و از خانواده آفروآسیاتیک می توان زبان های عربی، عبری را نام برد. خانواده زبانی دراویدی نیز در جنوب هند و شمال شرق سریلانکا وجود دارد و زبان های مجاری، فنلاندی و زبان اسکیموهای سیبری نیز در دل خانواده زبانی اورالی جای می‌گیرند. فارسی، آلمانی، یونانی، اوستایی و سنسکریت نیز جزء زبان های هندواروپایی هستند. همه‌ی این زبان‌ها نیای مشترک دارند و واژه‌های هم ریشه فراونی در همه این زبان ها وجود دارد. نوستراتیک نامی است که به نیای مشترک همه این شش خانواده زبانی اطلاق می‌شود. بعد از سویتیچ امروزه اتیمولوگ ها فرهنگ‌لغت های متعدد و جامع تری در این زمینه نوشته‌اند و قوانین فرآیند تطوّرِ آوایی این خانواده های زبانی را با دقت بیشتری تدوین کرده اند. آخرین پژوهش در زمینه نوستراتیک مروبط به Aharon Dolgopolsky می باشد که نسبت به آثار نویسندگان قبلی در این زمینه از جامعیت بیشتری برخوردار است. او در کتاب خود بیش از سه هزار  مدخل در نوستراتیک تدوین کرد و در ذیل آنها واژه های هم‌ریشه را استخراج نمود. برخی از فرهنگ‌لغت ها و کتاب هایی که در سال های اخیر منتشر شدند و در آنها واژه‌های هم‌ریشه در خانواده بزرگ زبان های نوستراتیک استخراج شده اند، به شرح ذیل است:

Illich-Svitych, V. M. В. М. Иллич-Свитыч (1971). Опыт сравнения ностратических языков (семитохамитский, картвельский, индоевропейский, уральский, дравидийский, алтайский). Введение. Сравнительный словарь (b – K̕). Moscow: Наука.

Bomhard, Allan R. (2008). Reconstructing Proto-Nostratic: Comparative Phonology, Morphology, and Vocabulary, 2 volumes. Leiden: Brill. ISBN 978-90-04-16853-4

Bomhard, Allan R., and John C. Kerns (1994). The Nostratic Macrofamily: A Study in Distant Linguistic Relationship. Berlin, New York, and Amsterdam: Mouton de Gruyter. ISBN 3-11-013900-6

Bomhard, Allan R. (2011). The Nostratic Hypothesis in 2011: Trends and Issues. Washington, DC: Institute for the Study of Man. ISBN (paperback) 978-0-9845383-0-0

Dolgopolsky, Aharon (1998). The Nostratic Macrofamily and Linguistic Paleontology. McDonald Institute for Archaeological Research. ISBN 978-0-9519420-7-9

Dolgopolsky, Aharon (2008). Nostratic Dictionary. McDonald Institute for Archaeological Research.

Salmons, Joseph C., and Brian D. Joseph, editors (1998). Nostratic:Sifting the Evidence. John Benjamins. ISBN 1-55619-597-4

 واژه‌ای که از یک زبان به زبان دیگر منتقل می شود واژه‌ی‌دخیل یا وام‌واژه نامیده می‌شود. وام‌واژه‌ها و واژه‌های هم‌ریشه دو مقوله جداگانه در اتیمولوژی هستند. وجود واژه‌های هم‌ریشه در دو زبان به معنی این نیست که آن واژه‌ها از یک زبان به زبانی دیگر منتقل شده‌اند بلکه واژه‌های هم‌ریشه در دو زبان، از نیای مشترک فرهنگی و زیستی گویش‌وران آن دو زبان در گذشته های دور نشان دارد. هر اندازه این تجربه زیستی مشترک دیرینه‌تر باشد، تطوّرِ واجیِ واژگان در گستره تاریخ بیشتر است و لذا هم‌ریشگی در ساحتِ واژه‌ها کمتر به ظهور می رسد و معمولا هم‌ریشگی بیشتر در ساحتِ تک‌واژهایِ مستتر در واژه عیان می‌شود. و هر اندازه که تجربه زیستی مشترک به اکنون ما نزدیک‌تر باشد تطوّرِ واجیِ واژگان کمتر است و هم‌ریشگی در ساحتِ واژه ها بیشتر به ظهور می‌رسد و نه تنها تعداد واژه‌های  هم‌ریشه به مراتب بیشتر است بلکه هم‌ریشگی تا مرز شباهت و ابقاء واجی نزدیک می شود .